غزل شمارهٔ ۱۴۹۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گر ز صاحبنظر نظر یابی
نور او نور هر بصر یابی
ور درآئی به بحر ما با ما
بحر ما را پر از گهر یابی
ظاهر و باطنش نکو دریاب
مظهر و مظهرات اگر یابی
جام گیتی نما به دست آور
آفتابست و در قمر یابی
رند مستی مجو ز مخموری
که ز سوداش دردسر یابی
گذری گر کنی به میخانه
عالمی مست و بی خبر یابی
در خرابات اگر نهی قدمی
حال سید به ذوق دریابی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تحسین و جستجوی حقیقت و زیبایی میپردازد. شاعر به ما میگوید اگر از صاحبنظران نکتهای بیاموزیم، نور و حقیقت آن را درک خواهیم کرد. اگر به دنیای عرفان و معرفت وارد شویم، گنجینههایی ارزشمند را خواهیم یافت. او همچنین به این نکته اشاره میکند که باید ظاهر و باطن را درک کنیم و به دنبال حقیقت و زیبایی در زندگی باشیم. همچنین، میگوید در جستجوی مستی و الهام، نباید به دردی بیفتیم. به طور کلی، این اشعار به شیرینی زندگی و کشف معانی عمیق اشاره دارند.