غزل شمارهٔ ۱۴۹۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در پی عشق روان شو که به جائی برسی
دُردی درد بخور تا به دوائی برسی
به سر کوی محبت به صفا باید رفت
باشد آنجا به فقائی به صفائی برسی
می و میخانهٔ ما آب و هوای دگر است
خوش بود گر به چنین آب و هوائی برسی
نرسی در حرم کعبهٔ مقصود به خود
همرهی جو که در این راه به جائی برسی
بینوائی چه کنی برگ و نوائی به کف آر
نعمت الله بطلب تا به نوائی برسی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به جستجوی عشق و رسیدن به سعادت و آرامش اشاره دارد. شاعر به مخاطب توصیه میکند که در پی عشق برود و از دردها و رنجها عبور کند تا به درمان و خوشبختی برسد. او همچنین بر اهمیت رفتن به مسیر محبت و صفا تأکید میکند و میگوید که در میخانه و فضایی متفاوت میتوان به خوشی دست یافت. در نهایت، او به جستجوی نعمت و برکت الهی دعوت میکند تا به زندگی مطلوب و نیکو برسد.