غزل شمارهٔ ۱۴۹۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
زر به باران ده که تا جان را بری
ور زرت باشد بشو از جان بری
سلطنت خواهی سر و زر را بباز
سلطنت خود نیست کار سرسری
بگذر از یاساق و راه شرع گیر
گر به ایمان تابع پیغمبری
پای همت بر سر دنیا بکوب
تا بر آری دست و پای سروری
نو عروسانند فکر بکر من
خوشترند از لعبتان بربری
گر بیابی حبه ای از قند ما
گنج قارون را به یک جو نشمری
همچو سید تخم نیکی را بکار
گر همی خواهی که از خود برخوری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت ایمان و تلاش برای دستیابی به سلطنت حقیقی و معنوی اشاره دارد. شاعر توصیه میکند که برای کسب مقام و قدرت، باید از چیزهای زودگذر و دنیوی بگذریم و به پیروی از ایمان و پیامبران پردازیم. او همچنین به ارزش تلاش و همت اشاره میکند و میگوید که تفکرات خوب و خلاقانه از لذتها و بازیهای سطحی مهمترند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که اگر به حقایق و نیکیها دست یابید، ارزش واقعی آنها بیشتر از ثروتهای مادی خواهد بود.