غزل شمارهٔ ۱۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عالمی غرقند در سیلاب ما
تشنگان دانند قدر آب ما
آفتابی رو نماید روشن است
زاهدی از کجا و ما ز کجا
خوش خیالی مینماید روز و شب
با خدائیم با خدا به خدا
حکم میخانه به ما بخشیده است
گرچه هستیم مبتلای بلا
نسبت ما با رسول الله بود
خوشتر از درد دل کجا است دوا
در خرابات مغان گر بگذری
تا بیابی تو ذوق مستی ما
بر در سید مقامی یافتیم
فصل فضل او بُود در باب ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و احوال عاشقان و از خودبیگانگان میپردازد. شاعر بیان میکند که عالمان و زاهدان در فقدان و جهل نسبت به حقیقت وجود غرقند، در حالی که حقیقت و دانش واقعی را تنها تشنگان درک میکنند. او به رابطهاش با خدا و رسول الله اشاره میکند و میگوید که با وجود بلاها و مشکلات، احساس خوشی و رضایت در نزدیکی خدا وجود دارد. همچنین به سیر و سلوک در خرابات و جستجوی مستی و ذوق اشاره میکند و در نهایت به فضل و مقام معنوی که از سوی خدا به او عطا شده، اشاره میکند.