نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

فقر ما خوشتر ز ملک پادشا

ما و درویشی و درویشی ما

فقر سلطانی است ، سلطانی است فقر

پادشه درویش و درویش پادشا

بینوائی ما و ذوق نیستی

باز پرس از عاشقان بینوا

عاشق و مستیم در کوی مغان

دنیی و عقبی کجا و ما کجا

بیخودم من بیخودم من بیخودم

با خدایم با خدایم با خدا

جام دُرد درد او درمان دل

نوش کن جامی که تا یابی دوا

نعمت‌الله مست و می نوشد مدام

در خرابات فنا جام بقا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان زیبایی‌های فقر و درویشی می‌پردازد و نشان می‌دهد که این وضعیت می‌تواند خوشایندتر از زندگی در سلطنت و ثروت باشد. شاعر به تضاد میان پادشاهی و درویشی اشاره می‌کند و اینکه ممکن است درویش در واقع پادشاهی بزرگ باشد. همچنین اشاره به عشق و حال ناب عاشقان و همچنین بی‌خود شدن در مسیر عشق به خدا دارد. در نهایت، شاعر به لذت از نوشیدن جام عشق و معرفت اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در خرابات (محلی که اهل دل در آن زندگی می‌کنند)، ماندن در عشق و فنا به رسیدن به بقای حقیقی است.