غزل شمارهٔ ۱۵۰۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جام ساقی پر مئی آری
همدم نائی و نئی آری
گر تو گوئی میَم مئی آری
ور تو گوئی نیَم نیی آری
این عجب بین که جامع همه شی
با همه شئی لاشئی آری
که به رند اقتدا کند صوفی
در پی پیر نیک پی آری
کشتهٔ او اگر شوی عبدی
همچو من سید حیی آری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تصوف و حال و هوای رند و صوفی اشاره میکند. او از شراب و نی یاد میکند و میگوید که هر کس میتواند به دلخواه خود، حالت می و نی را بپذیرد. شاعر به این نکته میپردازد که این واقعیت جالب است که انسانی که جامع همه چیز است، در عین حال میتواند چیزی بیمعنا باشد. همچنین، او به پیروی از پیر نیکنهاد اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر کسی کشته شود، میتواند همچنان انسانی زنده و پرمعنا باشد.