غزل شمارهٔ ۱۵۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
لطف اگر بر ما گمارد حاکم است
ور دمار از ما برآرد حاکم است
تشنه ایم و رحمتی خواهیم از او
گر ببارد ور نبارد حاکم است
گر شمارد بنده را از بندگان
حاکمست ار نه شمارد حاکمست
گر کشد نقش خیالی حاکم است
ور نگاری می نگاری حاکمست
گر کشد صد جان فدای حضرتش
ور به خاکم می سپارد حاکمست
روی گل را حکم او خارد به خار
گر نخارد ور بخارد حاکمست
ما گنه کاریم و سید پادشاه
گر بگیرد ور گذارد حاکمست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره قدرت و تاثیر حاکم بر زندگی مردم است. شاعر اشاره میکند که هرگونه رخدادی، خواه رحمت یا عذاب، از سوی حاکم است. او به تشنگی و نیاز مردم به رحمت حاکم اشاره میکند و نشان میدهد که حتی در حالتهای مختلف، حاکم همیشه مسئول و تعیینکننده است. به عبارت دیگر، چه حاکم به بندگانش توجه کند یا نکند، چه رحمت کند یا عذاب، تمام این حالات به او نسبت داده میشود. شاعر، با تأکید بر اینکه هر فعل و انفعال به اراده حاکم وابسته است، نشان میدهد که او در تمامی شرایط حاکم است و نفوذش بر زندگی اساسی و سرنوشتساز است.