غزل شمارهٔ ۱۵۱۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
سخن یار بشنو از یاری
تخم نیکی بکار اگر کاری
بد مکن ای عزیز نیک اندیش
تا نیابی جزای خود خواری
حضرت حق کجا بود راضی
که دل بنده اش بیازاری
دیگران بار تو کشند به دوش
گر کشی بار حضرت باری
گر ببینی جمال او باری
نقش عالم خیال پنداری
جام می را بگیر و خوش می نوش
گر هوائی به ذوق ما داری
سید و بنده را به هم بینی
نعمت الله اگر به دست آری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تشویق به کار نیک و پرهیز از اعمال بد پرداخته است. شاعر میگوید اگر کار نیک انجام دهی، به نتایج خوب آن خواهی رسید و از وضعیت خود خوار نخواهی شد. او همچنین به اهمیت راضی نگه داشتن خداوند اشاره میکند و میگوید که اگر بار گناه را بر دوش دیگران بگذاری، خودت خوار میشوی. در نهایت، شاعر به لذت بردن از زندگی و بهرهمندی از زیباییها و نعمتها اشاره میکند و تأکید دارد که اگر به خدا نزدیک شوی، به نعمتهایش دست خواهی یافت.