غزل شمارهٔ ۱۵۳۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ترک نیم مست به یغما خوش آمدی
وی همچو جان نهفته پیدا خوش آمدی
الا و مرحبا مگر از غیب می رسی
ای شاهد شهادت رعنا خوش آمدی
خالی است خلوت دل ما از برای تو
ور نه قدم به خلوت و فرما خوش آمدی
دیشب خیال روی تو در خواب دیده ایم
ای نور چشم در نظر ما خوش آمدی
دلال عاشقان به سر چهارسوی عشق
گلبانگ می زند که به سودا خوش آمدی
سرمست می رسی ز خرابات عاشقان
دل برده ای به غارت جانها خوش آمدی
ای پادشاه صورت و معنی گدای تو
وی سید مجرد یکتا خوش آمدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در اشعار، شاعر به یک شخص محبوب و دلخواه اشاره میکند که به او خوشامد میگوید. این شخص به عنوان نماد زیبایی و عشق توصیف شده و شاعر از آمدنش ابراز شادی و خوشحالی میکند. او همچنین اشاره دارد که دلش به خاطر این محبوب خالی است و جای او را انتظار میکشد. خیال و یاد او در خوابهای شاعر نیز نقش پررنگی دارد. شاعر به زیبایی و جذابیت محبوب اشاره میکند و او را پادشاه واقعیِ عشق و زیبایی میخواند. در نهایت، شاعر به سادگی و یکتایی این محبوب اشاره میکند و از او به عنوان مظهر جذابیت و عشق استقبال مینماید.