نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۴۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

نعمت الله ماست پیر ولی

یادگار محمد است و علی

نعمت الله هست و خواهد بود

نعمت لایزال لم یزلی

یاد او کرده ام به روز و به شب

ذکر او گفته ام خفی و جلی

نعمت الله را مشو منکر

ور شوی کافری و در خللی

حق تعالی به او کرم فرمود

ذوق جاوید و عشق لم یزلی

ابدی باشد ای برادر من

هر عطائی که آن بود ازلی

رافضی نیستم ولی هستم

مؤمن پاک و خصم معتزلی

مذهب جد خویشتن دارم

بعد از او پیرو علی ولی

سید ملک نعمت اللهم

با چنین بنده ای چه در جدلی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف نعمت الله ماست، یکی از شخصیت‌های بزرگ اسلامی، پرداخته است. شاعر به عظمت و اهمیت نعمت الله اشاره کرده و بر یاد او در شب و روز تأکید می‌کند. او همچنین به نعمت‌های الهی و عشق جاودانه اشاره می‌کند و خود را مؤمن معرفی می‌کند که پیرو علی (ع) است. در انتها، شاعر از خود به عنوان یک مؤمن خالص یاد می‌کند که روش خود را از جد خود پیروی می‌کند و به انتقاد از رافضی‌ها و معتزله‌ها می‌پردازد.