غزل شمارهٔ ۱۵۴۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گفتهٔ عشاق می خوانم بلی
عشقبازی نیک می دانم بلی
دیده ام آئینهٔ گیتی نما
بر جمال خویش حیرانم بلی
بسته ام زُنار کفر زلف او
لاجرم نیکو مسلمانم بلی
دردمندم دردمندم دردمند
دُردی درد است درمانم بلی
گه به این و گه به آن خوانی مرا
هرچه می خوانی بخوان آنم بلی
از سر هر دو جهان برخواستم
همنشین جان و جانانم بلی
درخرابات مغان مست و خراب
سیدم مجموع رندانم بلی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و عشقورزی شاعر است. او میگوید که در عشق تواناست و به زیبایی خود آگاه است. شاعر به عشق معشوق خود افتخار میکند، حتی اگر به معنای کفر باشد. او درد و رنج عشق را حس میکند و به همین دلیل خود را درمانده میداند. با وجود این دردها، او هر دعوتی از سمت معشوق را میپذیرد و در نهایت به این نتیجه میرسد که در دنیای عشق، همدم جان و معشوق خود است و در دنیای خراباتیان و رندان به سر میبرد.