نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۵۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دل به دلبر گر دهی دلبر شوی

سر به پایش گر نهی سرور شوی

گر درین دریا درآئی سوی ما

گرچه خوش باشی ولی خوشتر شوی

رو فنا شو تا بقا یابی تمام

خاک شو در راه او تا زر شوی

می بنوش و جام می را بوسه ده

گر زمانی همدم ساغر شوی

تا ابد گر کار تو عالی شود

سعی می فرما کز آن برتر شوی

عقل را بگذار و رو دیوانه شو

تا چو مجنون عاشقی دیگر شوی

بر مراد نعمت الله بر خوری

گر مرید آل پیغمبر شوی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم عشق و فانی شدن در معشوق اشاره دارد. شاعر می‌گوید اگر دل خود را به معشوق بسپاری، او نیز عاشق تو خواهد شد. او تأکید می‌کند که برای رسیدن به خوشبختی حقیقی باید از خودگذشتگی کرد و به سوی معشوق رفت. همچنین، برای رسیدن به بقا و مقام والاتر باید از خویشتن فانی شد و در راه عشق قدم برداشت. شاعر به نوشیدن می و فراموش کردن عقل و جنون عشق نیز اشاره می‌کند، چرا که این حالات می‌توانند انسان را به مرتبه‌ای بالاتر از عقل برسانند. نهایتاً، او به پیروی و مریدی از اهل بیت پیامبر (ص) اشاره می‌کند که می‌تواند به نعمت‌های الهی دسترسی پیدا کند.