غزل شمارهٔ ۱۵۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
روح اعظم روان سید ماست
لوح محفوظ آن سید ماست
هر معانی که عارفان دانند
دو سه حرف از بیان سید ماست
بی مثال و مثال هر فردی
یرلغی از نشان سید ماست
جان جزوی فنا شود اما
جان جاوید جان سید ماست
عقل اول به نزد اهل دلان
عاشق عاشقان سید ماست
هر یکی را از او بود اسمی
اسم اعظم از آن سید ماست
نعمت الله که میر مستانست
بندهٔ بندگان سید ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به توصیف مقام و جایگاه سید و سالار، که به طور خاص به شخصیت پیامبر اسلام اشاره دارد، میپردازند. شاعر میگوید که روح و ذات حقیقی همه چیز از آن سید ماست و عارفان نیز تنها بخشی از معانی عمیق را میدانند که به سید بازمیگردد. او همچنین به یگانگی و بیمثالی سید اشاره میکند و بیان میکند که جان و وجود هر موجودی به واسطه او به کمال میرسد. عقل و عشق نیز در عشق به سید متجلی میشوند و در نهایت همه نعمتها از او ناشی میشوند. این اشعار به طور کلی بر عظمت و مقام معنوی سید تأکید دارند.