غزل شمارهٔ ۱۵۶۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گر جلال و جمال می جوئی
از دو کامل کمال می جوئی
می ما را به ذوق می نوشی
عین آب زلال می جوئی
آفتابی مه تمام بجو
تا کی آخر هلال می جوئی
کام دل را کجا به دست آری
چون تو نقش خیال می جوئی
نظری کن به چشم سرمستی
از چه رو زلف و خال می جوئی
می ما را بنوش رندانه
گر شراب حلال می جوئی
گر تو جویای نعمت الهی
نعمت ذوالجلال می جوئی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به جستجوی زیبایی و کمال در زندگی اشاره دارد. شاعر میگوید اگر به دنبال جلال و جمال هستی، باید به دو کامل نگاه کنی. او به نوشیدن میپردازد و از زلالی آب یاد میکند. همچنین از آفتاب و نور کامل صحبت میکند و میپرسد که چرا به دنبال هالههای ناقص هستی. در ادامه، شاعر به جستجوی نعمتهای الهی و کمال واقعی اشاره میکند و میگوید که برای رسیدن به آرامش و خوشی باید به درون خود و چیزهای واقعی نگاه کنی. در نهایت، از نوشیدن شراب حلال به عنوان راهی برای دستیابی به این کمال و نعمتها یاد میکند.