غزل شمارهٔ ۱۵۶۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای که هستی به علم برهانی
عالم عالم سخندانی
گر بدانی که ما چه میگوئیم
علم خود را به علم کی خوانی
مفلسی از کمال دانایی
گر تو دانا به علم برهانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت علم واقعی و برهانی اشاره میکند. شاعر در آن بیان میکند که اگر کسی واقعاً عالم باشد و به دانش عمیق دست یابد، باید بداند که علم خود را چطور تعریف کند و درک کند. همچنین، به انتقاد از کسانی میپردازد که خود را دانا میدانند در حالی که به عمق علم واقف نیستند. به طور کلی، شاعر تأکید دارد که دانایی واقعی به کمال و درک عمیق علم نیاز دارد.