غزل شمارهٔ ۱۵۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قابل نور الهی جان ماست
این چنین جان خوشی جانان ماست
جام آبی از حباب ما بنوش
زآنکه او سرچشمهٔ حیوان ماست
قرص ماه و کاسهٔ زرین مهر
روز و شب آرایشی بر خوان ماست
عقل مخمور است و ما مست و خراب
عشقبازی آیتی در شأن ماست
ما به او و او به ما پیدا شده
جمله عالم آن او ، او آن ماست
هفت دریا را چو موجی دیده ایم
غرقه در دریای بی پایان ماست
خوش خراباتی و بزمی چون بهشت
سید ما ساقی رندان ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفهوم عشق و ارتباط انسانی با نور الهی اشاره میکند. شاعر از خوشی و سرزندگی ناشی از وجود عشق الهی سخن میگوید و به تأثیر مثبت آن بر جان آدمی اشاره میکند. به نوشیدن جام عشق دعوت میکند و آن را منبع حیات میداند. همچنین، زیبایی و آرامش روز و شب را به عشق مرتبط میکند. شاعر از حالت مستی و عشق به عنوان تجربهای مقدس یاد میکند. در پایان، اشارهای به ارتباط عمیق میان انسانها و خداوند دارد و وجود عالم را آینهای از وجود الهی میداند.