غزل شمارهٔ ۱۶۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
علم ام الکتاب حاصل ماست
لوح محفوظ حافظ دل ماست
اسم اعظم که صورتش ماییم
جمع معنی هفت هیکل ماست
آنچه بحر محیط خوانندش
نزد ما آن سراب ساحل ماست
منزلانی که دیده در ره اوست
منزلی چند از منازل ماست
آن حقیقت که اول همه اوست
مشکل حل و حل مشکل ماست
عشق او قاتل است و ما مقتول
جان عالم فدای قاتل ماست
نعمت الله به ما شده واصل
طلبش کن ز ما که واصل ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مقام علم و حقیقت در ارتباط با خدا و عشق الهی میپردازد. شاعر از "علم ام الکتاب" و "لوح محفوظ" به عنوان نمادهای دانایی و آگاهی یاد میکند و اشاره دارد که اسم اعظم خداوند خود آنها هستند. در این شعر، عشق به خدا به عنوان نیرویی کشنده و روحافزا توصیف میشود که جان عالم به خاطر آن فدای معشوق شده است. در نهایت، شاعر از نعمتهای الهی صحبت میکند که به انسانها عطا شده و تأکید میکند که جستجوی این نعمتها و حقیقت باید از خود انسان آغاز شود.