غزل شمارهٔ ۱۷۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
حق مطلق به حق حقیقت ماست
صفت و ذات عشق و زینت ماست
بر سر کوی دوست جانبازی
در ره اهل دل طریقت ماست
صورت ما مثال اوست از آن
حسن و معنی جمال سیرت ماست
عشق بحر است و ناخدا معشوق
کشتی عاشقان شریعت ماست
پادشاهان خلوت عشقیم
تخت خاک درش سریرت ماست
مستی و عاشقی و میخواری
عادت کهنهٔ طبیعت ماست
از حق آمد ندا که ای سید
نعمت الله به حق حقیقت ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و حقیقت است و بیان میکند که حق مطلق، حقیقت وجود ماست و عشق ویژگی اصلی و زیبایی ماست. شاعر به جانبازی در راه عشق و پیروی از اهل دل اشاره میکند و بیان میکند که صورت و معنا ما شبیه به اوست. عشق را به دریایی تشبیه میکند که معشوق ناخدای آن است و عاشقان در این مسیر، پیرو شریعت هستند. همچنین به مقام پادشاهی در عشق و مستی و عاشقی به عنوان طبیعیترین رفتار بشر اشاره میکند. در پایان، ندا از حق آمده است که نعمتهای حق در حقیقت ماست.