غزل شمارهٔ ۱۷۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
درد دل ما دوای درد دل ماست
خوش درد و دوائیست که آن حاصل ماست
ما بندهٔ او و سید رندانیم
ما سائل او و عالمی سائل ماست
آن گنج که اسمای الهی خوانند
در کنج خرابه جو که آن در دل ماست
چه جای نهایت است ره رو ابدا
گر راه رود در اول منزل ماست
نور است حجاب ظلمتش را چه محل
مه حایل آفتاب و او حایل ماست
رندی که محیط را به یک جرعه خورد
نوشش بادا که همدم کامل ماست
مفعول ویند جمله اشیا به تمام
یک فعل ظهور قدرت فاعل ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و دل انسان و نیاز او به معبود میپردازد. شاعر میگوید که درد دل ما همان داروی درد دل ماست و این خود نشانگر ارتباط عمیق بین انسان و خداوند است. او خود را بندهای از بندگان خدا میداند که در جستجوی معنای عمیقتری از زندگی است. همچنین اشاره میشود که گنجینهای از اسماء الهی در دل انسانها وجود دارد و این نشاندهندهی ظرفیت درونی انسان برای درک و ارتباط با خداست. در نهایت، شاعر به توازن میان نور و ظلمت، و قدرت خالق در همه چیز اشاره میکند و میگوید که همهی موجودات تحت تاثیر آن قدرت هستند.