نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عشق او سلطان ملک جان ماست

اینچنین ملک و چنین سلطان کراست

پادشاه هفت اقلیم ای عزیز

نزد این سلطان درویشان گداست

با وجود او کرا باشد وجود

ور تو گوئی هست آن عین خطاست

رند سر مستیم و با ساقی حریف

همچو ما رندی در این عالم نخاست

دُرد درد عشق او نوشیده ایم

دُرد درد عشق او ما را دواست

مجلس عشقشت و ما سرمست او

شاهد میخانه در فرمان ماست

نعمت الله در همه عالم یکیست

لاجرم او سید هر دو سراست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به عشق و عظمت معشوق اشاره دارد که در حقیقت، سلطان و پادشاه جان انسان‌هاست. شاعر بیان می‌کند که در مقایسه با این عشق، همه چیزهای دیگر، حتی پادشاهی بر هفت اقلیم، بی‌ارزش است. وجود این عشق به معنای واقعی کلمه، وجود دارد و هر چه غیر از آن، خطاست. همچنین، شاعر از حالت مستی و شادابی ناشی از عشق صحبت می‌کند و می‌گوید که درد عشق او برایشان درمانی است. در نهایت، تاکید می‌کند که نعمت و فیض الهی در همه جا یکی است و معشوق، سید هر دو عالم است.