غزل شمارهٔ ۱۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
چشم ما شد به نور او بینا
نظری کن به نور او در ما
آب این چشمه می رود هر سو
لاجرم سو به سو بُود دریا
غرق بحریم و آب میجوئیم
ما طلبکار او و او با ما
دردمندیم و دلخوشیم از آن
درد عشق است و جان بود دردا
ما خیالیم و در حقیقت او
هو معنا و فانظروا معنا
نور معنی نموده در صورت
گنج اسما نهاده در اشیا
نعمت الله از او شده موجود
نور او هم به او بود پیدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی به عشق و نور الهی اشاره میکند. شاعر بیان میکند که بینایی انسان به وسیله نور خدا حاصل میشود و امید دارد که با نگاهی به این نور، حقیقت را دریابد. او از جریان آب چشمه یاد میکند که نماد زندگی و وجود است و میگوید که تمام هستی در طلب خداوند است. همچنین، دردی که انسانها احساس میکنند، ناشی از عشق است و این درد در عین حال خوشایند است. شاعر به این نکته اشاره میکند که ما در واقع خیالیم و حقیقت در خداوند است. در نهایت، او بر این باور است که نعمتها و معنای همه چیز از خدا ناشی میشود و نور الهی در همه جا نمایان است.