غزل شمارهٔ ۱۸۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چشم ما روشن به نور الله ماست
همچو نور روی نور الله ماست
هست نور الله را خیری دگر
پادشاهست او و این و آن گداست
جز وصال او نمی خواهم دگر
غیر عشق او دگر باد صبا است
از برای عمر جاویدان او
دایما ورد زبان ما دعاست
هر که بد گوید ورا نیکش مباد
بر صوابست او و بر دیگر خطاست
آفتاب ار نور رویش روشنست
مه ز عکس روی خوبش با صفاست
باشد او سر ، خلیل الله من
لاجرم سر حلقهٔ هر دو سراست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش نور الهی و عشق به خداوند میپردازد. شاعر بیان میکند که نور الهی همچون نوری دیگر نیست و او را پادشاهی دگر نمیداند. او فقط طلب وصال و عشق خداوند را دارد و دعا برای عمر جاودان را ورد زبان خود قرار داده است. شاعر تأکید میکند که هر کس بدی درباره خدا بگوید، بر خطاست، زیرا خداوند نور و روشنایی است و در او جمع خوبیها وجود دارد. به همین شکل، او را محور و سر حلقه عالم میداند.