غزل شمارهٔ ۱۸۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
راه عشاق رو که آن ره ماست
بشنو این قول از حسینی راست
با مخالف روا نشدی به حجاز
به خطا می روی مرو که خطاست
تا خیالش به چشم ما بنشست
از نظر نقش غیر او برخاست
مطربا نغمه ای که ساقی ما
آمد و مجلس خوشی آراست
ما چنین مست و تو چنین مخمور
خود بگو جرم تست یا از ماست
نفسی کز تو فوت شد آن دم
به همه عمر عذر نتوان خواست
نعمت الله به صورتش منگر
معنیش بین که عین نور خداست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، عاشق به راه عشق اشاره میکند و از قول حسینی میگوید که نباید با مخالفان برخورد کرد. او تأکید میکند که باید از افکار غیر خدا فاصله گرفت و فقط به او توجه کرد. همچنین به شادی و مستی در محفل اشاره دارد و میپرسد که آیا گناه از طرف اوست یا دیگران. شاعر به اهمیت لحظههای خاص اشاره میکند و میگوید که نمیتوان از عذر خواهی برای لحظههایی که گذشت، استفاده کرد. در نهایت، به زیبایی درونی و مقام الهی توجه میکند و تأکید میکند که باید به معانی عمیقتر نگاه کرد نه فقط به ظواهر.