غزل شمارهٔ ۱۹۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چشم عالم روشن از نور خداست
هر که این را دید نور چشم ماست
در دل آن کس که او گنجیده است
همچو او صاحبدلی دیگر کراست
حال ما داند درین دریا به ذوق
یار بحر وی که با ما آشناست
دُرد درد او اگر یابی بنوش
زانکه دُرد درد او ما را دواست
ذرهٔ خورشید این و آن همه
در نظر آئینه گیتی نماست
عاشق ار در عشق او کشته شود
حضرت معشوق او را خونبهاست
نعمت الله رند سرمستی خوشست
پادشاهست او نپنداری گداست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره نور خدا و عشق الهی است. شاعر به روشنی و نور خدا اشاره میکند که چشم عالم را روشن میکند و هر کس که این نور را ببیند، نور چشم او میشود. در دل کسانی که به خدا نزدیکند، محبت و عشق خداوند وجود دارد. شاعر همچنین میگوید که یار بحر (خدا) حال ما را میداند و اگر درد او را احساس کنیم، همان درد برای ما درمان است. او به عشق و شیدایی عاشقانی که برای عشق الهی جان میبازند، اشاره میکند که در عوض، خداوند پاداشی برای آنها دارد و نعمتهای الهی را به آنها ارزانی میدارد. در نهایت، شاعر با توصیف حالت سرمستی و رندی از نعمتهای الهی، به عظمت خداوند اشاره میکند.