نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نعمة الله در شراب افتاده است

سر به پای خم می بنهاده است

در خرابات مغان بزمی نهاد

خوش در میخانه را بگشاده است

در صدف دُر یتیمی یافتم

گوهر اصلی است نه بیجاده است

ما خراباتی و رند و عاشقیم

چون توان کردن چنین افتاده است

آب چشم ما به هر سو رو نهاد

عزتش دارید مردم زاده است

بندهٔ جانی و جانانیم ما

جان ما از بندگی آزاده است

سید ما رهنمای عارفیست

در طریق عاشقی بر جاده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حالتی می‌پردازد که در آن نعمت‌الله در حالت مستی و غرق در لذت و شادی است. او در خرابات و میخانه به سر می‌برد و از لبِ خم، نوشیدنی می‌نوشد. شاعر به بافت و زیبایی این مکان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که او در جستجوی حقیقت و جوهر اصلی زندگی است. همچنین، از حالت عاشقانه و رندانه خود سخن می‌گوید و بر اهمیت عشق و آزادی در زندگی تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر معرفت و رهبری را در شخص سید، که راهنمای عارفان است، می‌بیند.