نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

موجیم و حباب هر دو آبست

آبست که صورت حبابست

آن کس که خیال غیر بندد

نقش غلطست و خود به خوابست

موجست و حباب هر دو یک آب

آبست که آب را حجابست

مهتاب چو رو به تو نماید

روشن بنگر که آفتابست

بر بسته نقاب می برد دل

این طرفه که عین آن نقابست

دلسوخت در آتش محبت

گر میل کنی جگر کبابست

اسرار ضمیر نعمت الله

احسان که کند که بی حسابست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تفسیر مفاهیمی عمیق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تمثیل "موج" و "حباب"، به ارتباط بین حقیقت و ظواهر اشاره دارد و می‌گوید که هر دو از یک آب هستند، اما ظواهر (حباب) حقیقت را می‌پوشانند. همچنین شاعر به خواب‌زدگی افراد اشاره می‌کند که در جستجوی چیزهایی غیر از حقیقت هستند. مهتاب و آفتاب به مثابه دو جنبه از واقعیت نشان داده می‌شوند و بر اهمیت توجه به حقیقت واقعی تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر به عشق و محبت اشاره کرده و بیان می‌کند که عشق می‌تواند دل را بسوزاند و با اشاره به اسرار الهی، به نیکی‌های بی‌حد و حساب خدا اشاره دارد.