نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوش آب حیاتیست که گویند شرابست

خوش عاشق رندی که چو ما مست و خرابست

جامی که ز آبست پر آبست کدامست

در مجلس ما جو که چنین جام حبابست

در گلشن اگر بلبل سر مست گل افشاند

ما راز گلستان همه مقصود گلابست

بر راه خطا عقل اگر رفت خطا کرد

تو در پی او گر نروی عین صوابست

هر نقش خیالی که تو را غیر نماید

تعبیر کن آن را که خیال تو به خوابست

مائیم و حریفان همه سرمست شرابت

ما را چه غم ار زاهد مخمور سرابست

موجیست درین دیدهٔ دریا دل سید

پیداست که آبست که بر آب حجابست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و لذت‌های زندگی می‌پردازد. شاعر از شرابی سخن می‌گوید که به مثابه حیات و شادابی است و عاشق را به مستی و سرخوشی دعوت می‌کند. او به چه بسا چشم‌اندازهایی که در زندگی می‌بیند، اشاره دارد و می‌گوید که اگر عقل گمراه شود، پیروی از آن عیب نیست، زیرا ممکن است از حقیقت دور شوند. همچنین، شاعر به زیبایی طبیعت و گلاب اشاره می‌کند که راز گل‌ها و زیبایی‌ها را در خود دارد. در نهایت، شاعر با تصویری از دریا و عمق احساسات، به سر مستی و عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که این لذت‌ها واقعیت بیشتری از ریا و ظاهر دارد.