نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

اهل دل را از سراپردهٔ جان باید جست

عاشقان را ز خرابات مغان باید جست

دل به دست غم آن جان جهان باید داد

وانگهی شادی از آن جام جهان باید جست

اگر از باد صبا خاک درش می جوئی

همچو غنچه به هوا جامه دران باید جست

دم به دم خون دل از دیده روان باید ساخت

اصل دیده در آن آب روان باید جست

در کنار اشک جگر گوشهٔ ما باید دید

مردم دیدهٔ ما را به میان باید جست

ساقیا ساغر و پیمانهٔ می سوی من آر

که از آن هر دو مراد دل و جان باید جست

در خرابات اگر گوشه بیابی سید

خونش از غمزهٔ غماز فلان باید جست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع جستجوی عشق و حقیقت در زندگی می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که برای یافتن دل و جان واقعی، باید به سراغ اهل دل و عاشقان رفت. او بر این باور است که شادی و معنای زندگی را می‌توان در می و شراب جستجو کرد و باید با دل‌سوختگی و اشک، حقیقت را درک کرد. در نهایت، شاعر از ساقی می‌خواهد که می و ساغر را به او بدهد تا مراد دل و جانش را بیابد، و تأکید می‌کند که در دوستی و عشق، حقیقت و زیبایی وجود دارد.