نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبست

در خانهٔ خویشیم و غریبیم غریبست

در عین وصالیم و گرفتار فراقیم

ما دور ز یاریم ولی یار قریبست

درماندهٔ دردیم ولی خرم و شادیم

ما را چه غم از درد چو محبوب طبیبست

در دیدهٔ مجنون همه جا صورت لیلی است

در چشم محبان همه معنی حبیب است

ای عقل تو مخموری و من عاشق سرمست

غوغا مکن ای خواجه که این هردو حبیبست

لاهوت تو چون موسی و ناسوت تو مابوت

معنی تو چون موسی و صورت چو صلیبست

مائیم که معشوق خود و عاشق خویشیم

هم سید و هم بنده نظر کن که حبیبست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عشق و ارتباط میان محبوب و عاشق می‌پردازد. شاعر به تناقض‌های موجود در عشق اشاره می‌کند: ما در حالی که در کنار محبوبیم، احساس غربت می‌کنیم؛ حتی هنگامی که در کنار هم هستیم، هنوز درگیر فراقیم. او بیان می‌کند که با وجود درد و رنج، به دلیل وجود محبوب، شاد و خرم هستیم. عشق و محبت در این شعر به صورت مفهومی عمیق و جنبشی زنده توصیف می‌شود که همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد. شاعر در انتها به یکپارچگی میان معشوق و عاشق اشاره می‌کند و می‌گوید که هر دوی آن‌ها هم‌زمان هم سید و هم بنده هستند.