نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دامن دلبر اگر آری به دست

نیک باشد ور نیاری آن به دست

ما خراباتی و رند و عاشقیم

چشم مستش توبهٔ ما را شکست

چشم ما بسته خیالش در نظر

نور دیده خوش به جا دارد نشست

شاهبازی رفته بود از دست ما

باز آمد شاهباز ما به دست

حق پرست کاملی دانی که کیست

آنکه او از خودپرستی باز رَست

عاقلان در نیست و هست افتاده اند

عشقبازان فارغند از نیست و هست

در خرابات مغان دیگر مجو

همچو سید نعمت الله رند و مست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و دلبرانه بودن دامن معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید اگر دست به دست او باشد، خوب است، وگرنه اهمیت ندارد. او خود را و دوستانش را به عنوان عاشقانی رند و خراباتی معرفی می‌کند که تحت تأثیر چشم مست معشوق، توبه‌شان شکسته شده است. همچنین به موضوع عاقلان و عشقبازان می‌پردازد و نشان می‌دهد که عاقلان درگیر دنیا و امور هستند، اما عاشقان از این مسائل فارغ‌اند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که در خرابات مغان دیگر نباید جست و جو کرد، بلکه باید همچون رندانی چون سید نعمت الله، بی‌خیال و مست بود.