غزل شمارهٔ ۲۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر آئی در این دریا بیابی آبروی ما
بیابی آبروی ما اگر آئی در این دریا
رها کن دی و هم فردا بیا امروز دریابش
بیا امروز دریابش رها کن دی و هم فردا
ندارم با کسی پروا به جز با ساقی مستان
به جز با ساقی مستان ندارم با کسی پروا
بود مجموعهٔ اسما هر آن حرفی که میخوانم
هر آن حرفی که میخوانم بود مجموعهٔ اسما
نماید در همه اشیا جمال بی مثال او
جمال بیمثال او نماید در همه اشیا
درآ در میکده تنها حریف نعمتالله شو
حریف نعمت الله شو درآ در میکده تنها
خبر دارم ز او ادنا به جان سید عالم
به جان سید عالم خبر دارم ز او ادنا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت و زیبایی عشق و میخانه اشاره دارد. شاعر از کسی میخواهد که اگر در این دریای عشق بیاید، آبروی او را بیابد. او به دیگران بیتوجه است به جز به ساقی مستان و از او میخواهد که امروز را قدر بداند. شاعر همچنین از جمال و زیبایی بینظیر خداوند در تمام اشیا سخن میگوید و دعوت میکند که به میکده بیاید و با نعمت الهی آشنا شود. در پایان، شاعر از آگاهیاش نسبت به جایگاه و مقام سید عالم (پیامبر) سخن میگوید.