نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

روشن است از نور رویش دیدهٔ بینای ما

خلوت میخانهٔ عشق است دایم جای ما

آفتابی در ازل خوش سایه ای برما فکند

تا ابد روشن بُود این روی مه سیمای ما

ذوق ما داری بیا با ما در این دریا در آ

تا به عین ما نصیبی یابی از دریای ما

در سر ما عشق زلفش دیگ سودا می پزد

بس سری در سر رود گر این بود سودای ما

از لطیفی آن یکی با هر یکی یکتا شده

جان فدای لطف آن یکتای بی همتای ما

بلبل مستیم و درگلشن نوائی می زنیم

رونقی دیگر گرفت این گلشن غوغای ما

مجلس عشقست و رندان مست و سید در حضور

روضهٔ رضوان بود این جنت المأوای ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و حال و هوای میخانه‌ای می‌پردازد که در آن عشق جاودانه و زیبایی‌های روحانی وجود دارد. شاعر به آفتاب و روشنایی اشاره می‌کند که بر زندگی‌شان سایه افکنده و این نور باعث روشنی همیشه‌گی چهره‌شان شده است. او از دیگران دعوت می‌کند تا در این دریای عشق غرق شوند و از لطافت و جمال یکتای معشوق بهره‌مند شوند. در نهایت، شاعر به حال و هوای گلشن و شادی موجود در مجالس عشق و معشوقه‌های مست اشاره می‌کند که جوی از صفا و سرور را به تصویر می‌کشد.