نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

خواجه گرچه بود عمری بت پرست

حق تجلی کرد و از باطل برست

نعمت الله شاهدی دارد که او

چون خلیل الله همه بتها شکست

لب نهاده بر لب جامم مدام

ذره و خورشید جان مات ویست

هرچه می بیند همه محبوب اوست

دوست می دارد از آن رو هر چه هست

مظهر و مُظهر به نزد ما یکی است

صورت و معنی نگر عالی و پست

تو بیا مطلق پرست ای یار ما

گر مقید می پرستد بت پرست

نکته ای بر گفتهٔ سید مگیر

زانکه عاقل نکته کی گیرد به مست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تحولی روحانی و جانشینی ایمان به باطل با حقایق متعالی است. شاعر به تجربه‌ای اشاره می‌کند که شخصی (خواجه) که در گذشته بت‌پرست بوده، اکنون به حقیقت و خداوند راه یافته و مانند ابراهیم (خلیل الله) بت‌ها را شکسته است. همچنین، شاعر به عشق و محبت الهی اشاره دارد و بیان می‌کند که هر آنچه شخص مشاهده می‌کند، تجلّی و محبوب اوست. در نهایت، او به دوستی و عشق به آنچه هست اشاره می‌کند و از دیگران می‌خواهد که به پرستش مطلق بپردازند، نه محدود به بت‌های ساخته دست بشر. در نهایت، شاعر نکته‌ای را به تفکر عقلانی نسبت به فهم حقایق تعالی اشاره می‌کند.