غزل شمارهٔ ۲۲۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر که باشد همچو سید حق پرست
حق توان گفتن چو از باطل برست
آن یکی در هر یکی خوش می نگر
در دو عالم آن یکی را می پرست
آفتاب و ماه می بینیم ما
گرچه ما را در نظر نور خوراست
جز وجود او وجودی هست نیست
غیر او نبود وجود هرچه هست
دست او باید بگیرد دامنش
خوش بود گر دامنش آید به دست
هرچه فعل او بود نیکو بود
نیک نبود نیک اگر گوئی بد است
تا توانی گرد مخموران مگرد
هر که گردد حاصلش درد سر است
عین ما بیند به عین ما چو ما
آنکه با ما خوش در این دریا نشست
نعمت الله رند سرمست خوش است
کی کند رندی چنین انکار مست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهٔ اهمیت پرستش حق و وجود خداوند صحبت میکند. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر کس که به حقیقت و حق بپردازد، میتواند باطل را تشخیص دهد. او بر اهمیت برقراری ارتباط با خداوند تاکید میکند و میگوید که در دنیای دوگانه، همه چیز به وجود خدا وابسته است. همچنین، اشارهای به لزوم دوری از مخموران و کسانی که به دردسر میافکنند دارد. در نهایت، شاعر به خوشی و رندی اشاره میکند که در معرفت و ارتباط با خداوند به دست میآید.