غزل شمارهٔ ۲۲۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چه غم دارم چو یارم غمگسار است
حریف جام و ساقی یار غار است
بتی دارم که با من در میان است
دلارامی که دایم در کنار است
به دور چشم مست می فروشش
مرا با غیر می خوردن چه کار است
دل من بارگاه پادشاه است
تن من پرده ، جانم پرده دار است
دو لحظه در یکی صورت نباشم
ولی معنی همیشه برقرار است
یکی رو دارم و آئینه بسیار
یکی ذات و صفاتم صدهزار است
غنیمت دان حضور نعمت الله
که چون عمر عزیزت بر گذار است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساساتی عمیق درباره عشق و دوستی است. شاعر از غم و اندوه خود مینویسد و میگوید که در کنار یار غارش، حسی از آرامش و خوشی دارد. او از زیبایی و محبت یار خود یاد میکند که همیشه در کنارش است. همچنین، شاعر به ارتباط عمیق میان روح و جسم اشاره میکند و میگوید که هرچند ممکن است ظاهراً در یک لحظه وجود نداشته باشد، اما معنا و حقیقت همیشه پایدار است. او از اینکه نعمت محبت و حضور یار را غنیمت بشمارد، یادآوری میکند و به ارزش زندگی و لحظاتش اشاره میکند.