غزل شمارهٔ ۲۳۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چشم مستش میفروشی دیگر است
نوش لعلش باده نوشی دیگر است
آتش عشقش دل ما را بسوخت
داغ او بر دل فروشی دیگر است
نالهٔ دلسوز ما بشنو دمی
کاین دم ما را خروشی دیگر است
عاشق و مستیم و لایعقل ولی
جان ما را فهم و هوشی دیگر است
دوش ما و او به هم دوشی زدیم
امشبم امید دوشی دیگر است
هرکه او تجرید گردد پیش او
در طریقت خرقه پوشی دیگر است
خم می در جوش و ما مست وخراب
سیدم در ذوق و جوشی دیگر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر احساسات عمیق عاشقانه خود را بیان میکند. او به زیبایی چشمان محبوبش اشاره میکند و میگوید نوشیدن از لبهای او طعم و لذتی خاص دارد. عشق او مانند آتش، دل شاعر را میسوزاند و داغ جدایی را بر دلش مینهد. شاعر از ناله و درد دلش میگوید که در این لحظه، ناشی از عشقی زنده و پرشور است. با وجود اینکه عاشق و مست است، اما حس عمیقتری در جان او وجود دارد. شب گذشته لحظاتی عاشقانه را تجربه کردند و همچنان امید به تکرار آن لحظات را دارد. در نهایت اشاره میکند که در راه عشق، هرکس باید از خود و تعلقات دنیوی بگذرد. در کل، این شعر تجلی احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه است.