غزل شمارهٔ ۲۳۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
ای عاشقان ای عاشقان ما را بیانی دیگر است
ای عارفان ای عارفان ما را نشانی دیگر است
ای بلبلان ای بلبلان ما را نوا خوشتر بود
زیرا که این گلزار ما از بوستانی دیگر است
ای خسروشیرین سخن ای یوسف گل پیرهن
ای طوطی شکرشکن ما را زبانی دیگر است
یاری که اندرکار دل جان داد در بازار دل
همچون دل صاحبدلان زنده به جانی دیگر است
خورشیدجمشید فلک بر آسمان چارم است
مهر منیر عاشقان بر آسمانی دیگر است
تا عین عشقش دیده ام مهرش به جان بگزیده ام
در آشکارا و نهان ما را عیانی دیگر است
اقلیم دل شد ملک جان شهر تن آید این جهان
کون و مکان عاشقان در لامکانی دیگر است
رند و در میخانه ها صوفی و کنج صومعه
مارا سریر سلطنت برآستانی دیگر است
سیدمرا جانان بود هم دردو هم درمان بود
جانم فدای جان او کو از جهانی دیگر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و عارفانه اشاره دارد. شاعر از عشق و ارتباطی متفاوت با معشوق سخن گفته و بیان میکند که این ارتباط و حال و هوای عاشقی فراتر از دنیای مادی است. او به زیبایی و تجربیات خاصی که در این عشق یافته، اشاره میکند و بیان میدارد که این دنیا و آسمان عاشقان ویژگیهایی منحصر به فرد دارند. همچنین، تأکید میکند که معشوقش که هم درد و هم درمانش است، از جهانی متفاوت و فراتر است؛ جهانی که زیبایی و معنویتی خاص دارد و عاشق در آن به تحقق عشق واقعی میرسد.