نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در دل ما عشقش از جان خوشتر است

جان چه باشد عشق جانان خوشتر است

عشق او گنجی و دل ویرانه ای

گنج او در کنج ویران خوشتر است

خوش بود یک جام می شادی ما

بلکه می خوردن فراوان خوشتر است

آب چشم ما بهر سو می رود

عین ما از بحر عمان خوشتر است

راز دل با غیر پیدا کی کنم

سر او در سینه پنهان خوشتر است

صُوت بلبل در گلستان خوش بود

مجلس ما از گلستان خوشتر است

نعمت الله گر تو را باشد خوش است

ور نباشد مفلسی زان خوشتر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی‌های آن می‌پردازد. شاعر در ابیات خود بیان می‌کند که عشق به معشوق از جان هم عزیزتر است و عشق او یک گنج واقعی است که در دل ویرانه‌ها پنهان شده است. همچنین تاکید می‌کند که خوشی‌های زندگی، مانند نوشیدن شراب، بهتر است که به وفور انجام شود. شاعر به اشک‌هایش نیز اشاره می‌کند و می‌گوید که درد دل را نمی‌تواند با کسی در میان بگذارد، زیرا رازهای دلش تنها برای خود اوست. در پایان، به نعمت‌های خدا اشاره می‌کند و بیان می‌کند که داشتن نعمت خوش است و حتی اگر مفلسی وجود داشته باشد، این هم بهتر است از نداشتن آن.