غزل شمارهٔ ۲۴۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نور دل ماه ، نور عشق است
جان عاشق مسخر عشقست
در طریقی که نیست پایانش
عاشقی جو که رهبر عشقست
پادشاهی صورت و معنی
نزد عشاق در خور عشقست
در محیطی که ما در آن غرقیم
حاصلش یافت گوهر عشقست
آن حیاتی که روح می بخشد
چشمهٔ آب کوثر عشق است
قول مستانه ای که می شنوی
یک دو حرفی ز دفتر عشقست
نعمت الله که میرمستانست
از سر صدق چاکر عشقست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیباییهای آن سخن میگوید. شاعر بیان میکند که نور ماه نماد عشق است و جان عاشقان تحت تأثیر عشق قرار دارد. عاشقی مسیری بیپایان است و تنها کسی که میتواند در این مسیر هدایت کند، عشق است. عشق در چهره و باطن انسانها جای دارد و در دنیایی که در آن زندگی میکنیم، هدف نهایی یافتن گوهر عشق است. زندگی واقعی و روحبخش در ذات عشق نهفته است و صحبتهای مستانه تنها بخشی از حقیقت عشق را میرساند. شاعر همچنین به نعمت عشق و خدمت به آن اشاره میکند.