نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در محبت جان اگر بازی خوش است

گر کنی بازی چنین بازی خوشست

یار کرمانی اگر بازی خوش است

دلبر سرمست شیرازی خوشست

رند سر مستیم و با ساقی حریف

با حریف خویش پردازی خوشست

چند گردی تو به خود گرد جهان

یک دمی با خویش پردازی خوشست

ساز ما را ذوق خوشتر می دهند

ساز ما با عشق پردازی خوشست

عشق سلطان است و تخت دل نشست

خانه را با عشق پردازی خوشست

سیم قلب تو ندارد رونقی

سیم قلب خویش بگذاری خوشست

در طریق عاشقی چون عاشقان

هرچه داری جمله دربازی خوشست

یک دمی با سید رندان بساز

تا بدانی ذوق دمسازی خوشست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های عشق و لذت‌های آن اشاره دارد. شاعر در مجاز بازی با عشق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که در دنیای عشق، هرگونه بازی و تفریح می‌تواند دلپذیر باشد. او به تفاوت بین زندگی روزمره و لحظات عاشقانه اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق مانند سلطانی در دل نشسته است. همچنین، اشاره به این دارد که در مسیر عشق، هرچه داشته باشی باید به آن بپردازی و از آن لذت ببری. در پایان، با دعوت به ایجاد دوستی و همدلی با دیگران، بر زیبایی لحظات مشترک تأکید می‌کند.