نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نور روی او به او دیدن خوش است

گرد او چون دیده گردیدن خوش است

حال عشق از عقل می پرسی مپرس

ذوق عشق از عشق پرسیدن خوش است

کار بی کاریست کار عاشقی

این چنین خوش کار ورزیدن خوش است

گفتهٔ مستانهٔ ما خوش بود

رو تو خوش بشنو که بشنیدن خوش است

بگذر از نقش خیال غیر او

روی دل از غیر پیچیدن خوش است

نزد ما سرکه فروشی هیچ نیست

می به رند مست بخشیدن خوش است

خوش بود آئینهٔ گیتی نما

نعمة الله را در آن دیدن خوشست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و لذت‌های عشق می‌پردازد. شاعر می‌گوید که دیدن معشوق و گرد او چقدر خوشایند است، و در عشق بهتر است به احساسات خود تکیه کنیم تا عقل. عشق به عنوان حالتی خاص معرفی شده که کار عاشقانه از آن ناشی می‌شود و این کار نیز خوشایند است. شنیدن کلام عاشقانه و پرهیز از اندیشیدن به غیر معشوق، از دیگر لذت‌های عشق است. شاعر به غیرت و خلوص در عشق تأکید می‌کند و می‌گوید که دنیا و زیبایی‌های آن در آینه عشق نمایان می‌شوند. در نهایت، می‌گوید که بخشیدن می به رند مست نیز خوشایند است.