نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چشمهٔ چشم ما پر آب خوش است

سر آبی در این سراب خوش است

در ضمیر منیر هر ذره

دیدن نور آفتاب خوش است

جامی از می بگیر و پر می کن

که چنین جام پر شراب خوش است

عین آبیم و تشنه می گردیم

نزد ما آب پر حباب خوش است

آفتابی ز ماه بسته نقاب

روشنش بین در این نقاب خوش است

خوش بود بی حجاب دیدن او

ور بود نیز در حجاب خوش است

از سر ذوق گفتهٔ سید

گر بگوید کسی جواب خوش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و سرزندگی زندگی و لذت‌های آن اشاره دارد. شاعر به وصف چشمه‌ای می‌پردازد که پرآب و خوش‌طعم است و صبحی را تصور می‌کند که با نور آفتاب روشن شده است. او می‌گوید که هر ذره‌ای از وجودش توانایی دیدن نور را دارد و از آن لذت می‌برد. همچنین به نوشیدن شراب و حالاتی که از آن ناشی می‌شود اشاره می‌کند و تشنگی و آب را به عنوان نمادی از نیاز به زیبایی و حقیقت معرفی می‌کند. در نهایت، شاعر به مفهوم عشق و زیبایی اشاره دارد و می‌گوید دیدن معشوق، چه در حالت عادی و چه در حالت حجاب، لذت‌بخش است. این اشعار در کل نشان‌دهنده شوق و عشق شاعر به زندگی و زیبایی‌هاست.