نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صورت و معنی به همدیگر خوش است

آن چنان می در چنین ساغر خوشست

مجلس عشقست و ما مست و خراب

ما چنین هستیم و ساقی سرخوشست

هر که او با ما درین دریا نشست

از سرش تا پاشنه در زر خوشست

جان به جانان دل بدلبر داده ایم

در دل ما عشق آن دلبر خوشست

گوهر در یتیم از ما بجو

گر به دست آری چنین گوهر خوشست

عود دل در مجمر سینه بسوخت

بوی خوش ما را درین مجمر خوشست

نعمت الله دارد از سید نشان

این نشان آل پیغمبر خوشست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر زیبایی و هماهنگی بین صورت و معنی است. شاعر به شادی و سرخوشی در مجالس عشق اشاره می‌کند و از حال و هوای مستی و نشئه‌ی خود می‌گوید. او می‌گوید که هر کسی که در این دریا غوطه‌ور شود، به سخاوت و خوشی دست می‌یابد. همچنین، عشق به معشوق را که در دلش جا گرفته، مهم می‌داند و آن را گوهر گرانبهایی می‌شمارد. بوی خوشی که از دل او می‌آید نیز نمادی از عشق و احساس اوست و در نهایت به خاندان پیامبر اشاره می‌کند که نشان‌دهنده نعمت و برکتی است که در زندگی او وجود دارد.