غزل شمارهٔ ۲۵۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هرکه او با ما در این دریا نشست
آبروئی یافت خوش با ما نشست
بر در میخانه مست افتاده ایم
هرکه آمد پیش ما اینجا نشست
از سر جان و جهان برخاست دل
بر در یکتای بی همتا نشست
در خرابات مغان مست و خراب
خوش بود با شاهد رعنا نشست
بزم رندان جنت المأوی بود
جاودان خواهیم در مأوا نشست
در سر هر کس که سودائی فتاد
کی تواند یک دمی از پا نشست
نعمت الله در همه عالم یکی است
بر سریر سلطنت تنها نشست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت companionship و دوستی در میخانه و خرابات اشاره میکند. او میگوید که هرکس با ما در این فضا نشسته، آبرو و عزت یافته است. همچنین، وقتی دل انسان از دنیا برمیخیزد، به سوی یکتایی میرود که هیچکس نظیرش نیست. شاعر به لذت بزم و شادی رندان اشاره میکند و میگوید که در زندگی، به دنبال جایگاهی ابدی و جاودان هستند. در انتها، وحدت و یکتایی خداوند را به عنوان تنها نعمت واقعی معرفی میکند.