نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

رمضان آمد و روان بگذشت

بود ماهی به یک زمان بگذشت

گوئیا عمر بود زود برفت

تا که گفتم چنین چنان بگذشت

شب قدری به عارفان بنمود

این معانی از آن بیان بگذشت

هر که با ما نشست در دریا

نام را ماند و از نشان بگذشت

میل دنیا و آخرت نکند

هر که بر کوی عاشقان بگذشت

زود بیدار شو در آ در راه

تو بخوابی و کاروان بگذشت

در طریقی که نیست پایانش

نعمت الله از این و آن بگذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به ماه رمضان اشاره می‌کند و می‌گوید که این ماه به سرعت گذشت، شبیه به عمر انسان که به سرعت سپری می‌شود. او به عارفان اشاره می‌کند که در شب قدر معانی عمیق این ماه را درک کردند. همچنین، به افرادی که در مسیر عشق به خداوند قدم می‌زنند توصیه می‌کند که از دنیای مادی دور شوند و بر روی عشق به خدا تمرکز کنند. شاعر به بیداری و هوشیاری در زندگی نیز تأکید می‌کند و می‌گوید که اگر فرد خواب بماند، فرصت‌ها از دست می‌روند. در نهایت، به طریقی که پایان ندارد و نعمت‌های خدا از آن می‌گذرد، اشاره دارد.