نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عاشق از دنیی و عقبی درگذشت

ماند صورت راز معنی درگذشت

از وجود و از عدم آزاد شد

از همه بگذشت یعنی درگذشت

روضهٔ رضوان به این و آن بهشت

همتش از شاخ طوبی درگذشت

دل به دلبر جان به جانان داد و رفت

کارش از مجنون و لیلی درگذشت

غرقه شد در بحر بی پایان ما

دید دریائی ز سیلی درگذشت

گرچه موسی از تجلی محو شد

سید ما از تجلی درگذشت

نعمت الله در طریق عاشقی

اندکی بود و ز خیلی درگذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تجربه‌های عمیق و دینی عاشق اشاره می‌کند که از دنیا و آخرت عبور کرده و به درک عمیق‌تری از حقیقت رسیده است. عاشق به مقامات بالایی دست یافته و از محدودیت‌های وجود و عدم فراتر رفته است. او به عشق و وصال معشوق خود می‌پردازد و این عشق را از هر چیزی بالاتر می‌داند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که عشق واقعی و معنوی می‌تواند به طور کامل انسان را متحول کرده و او را به دریایی از فراق و وصال برساند.