غزل شمارهٔ ۲۷۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
همسایهٔ حضرت شریف است
گر سایه لطیف یا کثیف است
انسان کبیر صورت اوست
دریاب که معنی لطیف است
گر روح مدبرش بدانی
انسان کبیر بس ظریف است
با عقل مگو حکایت عشق
زیرا که مزاج او ضعیف است
این طرفه نگر که جمله عالم
در غایت قوّت و نحیف است
معشوق خود است و عاشق خود
عشقی که چو عشق ما عفیف است
در خلوت خاص سید ماست
کاو خانهٔ خالی و لطیف است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به معرفی عمیق انسان و ارتباط او با عشق و معنای لطیف زندگی میپردازد. شاعر اشاره میکند که همسایه حضرت (که میتواند به معنای قرابت انسان با حقیقت و معشوق الهی باشد) ممکن است سایهای لطیف یا کثیف باشد. انسان به عنوان موجودی بزرگ و مبهم توصیف شده که باید معنای لطیف وجودش را درک کند. اشاره به عقل و عشق، به نوعی نشاندهنده سستی عقل در درک عمیق عشق است. در نهایت، عالم به عنوان جایی از قوت و ضعف توصیف میشود و عشق در این شعر خالص و عفیف به تصویر کشیده شده است.