غزل شمارهٔ ۲۷۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عشق مست است و عقل مخمور است
عاقل از ذوق عاشقان دور است
دل ما گنجخانهٔ عشق است
گنجخانه به کُنج معمور است
نظری کن که نزد اهل نظر
هر که او ناظر است منظور است
نور چشم است در نظر پیدا
دیده ای کو ندید بی نور است
زاهد ار ذوق ما نمی داند
هیچ عیبش مکن که معذور است
آفتاب ار به نور پیدا شد
سید ما به نور مستور است
نعمت الله به رندی و مستی
در همه کاینات مشهور است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به عشق و عقل پرداخته و نشان میدهد که عشق حالت خاصی است که عقل را تحت تأثیر قرار میدهد. عشق در دل انسانها گنجینهای است و کسانی که به آن آگاهند، آن را میستایند. شاعر درباره اهمیت نور و بصیرت در درک عشق صحبت میکند و تأکید میکند که زاهدان و افرادی که از این ذوق بیبهرهاند، جای عیبجویی ندارند. همچنین، شاعر به محبوبیت نعمت الله (که احتمالاً به شخصی خاص اشاره دارد) در حالت رندی و مستی در کل جهان اشاره میکند.