غزل شمارهٔ ۲۷۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شاه ما در همه جهان طاق است
بس کریم و لطیف اخلاق است
ما به او نیک نیک مشتاقیم
او به ما نیز نیک مشتاق است
هر که او دوستدار یاران است
یاری یار یار مصداق است
سخن عاقلان دگر باشد
قول ما گفته های عشاق است
جام با زهر را چه می نوشی
می عشقش بجو که تریاق است
سهل باشد هزار جان در عشق
نفسی در فراق او شاق است
نعمت الله که میر مستان است
سید عاشقان آفاق است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مدح و ستایش پادشاهی میپردازد که در اخلاق و رفتار خود بسیار کریم و لطیف است. شاعر به عشق و اشتیاق خود نسبت به او اشاره میکند و بر رابطه متقابل عشق میان پادشاه و مردم تأکید میکند. در ادامه، بر اهمیت عشق و تاثیر آن بر زندگی اشاره شده و به این نتیجه میرسد که برای دستیابی به آرامش واقعی، باید به عشق واقعی توجه کرد. در نهایت، شاعر میگوید که نعمت واقعی در وجود چنین پادشاه و رهبری نهفته است که محبوب دلهاست.