غزل شمارهٔ ۲۸۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دم مزن ای دل که آن سر نازک است
نازک است این سرو ساتر نازک است
نقطه ای در دایره دوری نمود
دایره در دور و دائر نازک است
چشم ما روشن به نور روی اوست
این چنین منظور و ناظر نازک است
ماه پیدا گشت و پنهان آفتاب
غایتی در عین حاضر نازک است
جام ما باشد حباب آب می
نازکش گفتم که این سر نازک است
جام پیدا باده پنهان دور نیست
جام باطن باده ظاهر نازک است
نازکانه خاطر سید بجوی
زانکه سرمست است و خاطر نازکست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای ظاهری و باطنی میپردازد و بر نازکی و لطافت وجود انسان و عشق تأکید میکند. شاعر به دل دلبر و زیباییهایش اشاره میکند و میگوید که هر چیزی دارای جنبهای نازک و ظریف است، از چشم و چشمروشنی گرفته تا جام و باده. همچنین، درگیری احساسات و سرمستی ناشی از عشق را به تصویر میکشد و بیان میکند که این احساسات نیز به نازکی و لطافت مربوط میشود. در واقع، شاعر با نمادپردازیهای خود به تفصیل میگوید که دنیای عشق و زیباییها، همانند یک دایره، دور و درعین حال نازک و ظریف است.